• ساعت : ۱۴:۵۸:۳۳
  • تاريخ :
     ۱۳۹۸/۰۷/۰۱ 
  • کد خبر : ۲۸۸۲
نمایش گذران زندگی در مجموعه عكس "وضعیت چهارم"
اختتامیه نهمین نمایشگاه سالانه کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان و رونمایی از چهارمین شماره مجله "کادر" به فرصتی مغتنم برای انتقال تجربیات کیارنگ علایی از ثبت مجموعه عکس "وضعیت چهارم" تبدیل شد.

در روزهایی که کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان به دوازدهمین سال تأسیس خود نزدیک می‌شد، موزه هنرهای معاصر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان میزبان نهمین نمایشگاه سالانه این کانون بود تا 14 مجموعه عکس و 49 تک اثر در دو بخش آزاد و ویژه که از میان ۱۳۱۶ تک اثر و ۱۰۱ مجموعه‌ عکس رسیده به این نمایشگاه در معرض دید علاقه‌مندان قرار گیرد.

اختتامیه نهمین نمایشگاه سالانه کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان یک مهمان ویژه داشت؛ کیارنگ علایی عکاس، نویسنده و مدرس عکاسی که به بهانه رونمایی از چهارمین شماره مجله هنر و عکاسی "کادر" روبه‌روی حاضران نشست و از اتفاقاتی گفت که منجر به خلق مجموعه عکس او از گیلان با نام "وضعیت چهارم" شد.

علایی که در گفت‌وگوهای خود درباره وضعیت چهارم، این مجموعه عکس را حاصل دلبستگی‌اش به گیلان، به خصوص مردمان گیلان و ممارست‌شان در گذران زندگی دانسته است، تأکید داشته که از فضای نمایش کارت‌پستالی از گیلان فاصله بگیرد.

او در پاسخ به اینکه چرا در میان تمام رشته‌هایی که به آن می‌پردازد تمرکز خود را بر عکاسی معطوف کرده است، اظهار داشت: عکاسی یکی از رشته‌هایی است که مخاطب آن در ایران کم است، برخلاف سینما که کار اصلی من بود، اما سینما را به دلایل مختلف کنار گذاشتم.

ضای سینما آدم زرنگ می‌خواست

علایی در ادامه از تجربه آشنایی با ابراهیم‌ حاتمی‌کیا هم گفت. او ادامه داد: بعضی فیلم‌ها مخصوصاً فیلم‌های حاتمی‌کیا را 30-40 بار در سینما می‌دیدم. در یکی از جلسات خانه فیلم مشهد حاتمی‌کیا هم حضور داشت و به او گفتم فیلم‌تان را 30 بار دیده‌ام و او هم روی یکی کاغذ آدرسی نوشت و گفت تهران که آمدی بیا اینجا. مدتی بعد به همان آدرس که خانه پدری ابراهیم حاتمی‌کیا در پامنار بود رفتم و او هم نوار کاستی که موسیقی فیلم خاکستر سرد بود به من هدیه داد و در ادامه هم من را به صحنه فیلم‌برداری فیلم‌هایش مانند آژانس شیشه‌ای هم دعوت کرد.

او با بیان اینکه در نهایت چیزی که باعث شد به عکاسی رو بیاورم جهان فردی بود که در سینما حاکم نیست، اضافه کرد: فضای سینما آدم زرنگ می‌خواست که من نبودم و عکاسی نوعی منش شخصی بود که فردیت بهتری داشت و تلاش کردم عکاسی را ادامه دهم، با اینکه مخاطب و کاریزمای آن به اندازه یک صدم سینما هم نیست. عکاسان در مقایسه با سینماگران جدی گرفته نمی‌شوند ولی از جایی به بعد اینها چندان برایتان اهمیت ندارد.

این نویسنده و عکاس با اشاره به کثرت هنرمند در عصر حاضر، تماشای عکس‌های شاهکار در اینستاگرام را القاکننده حس ناامیدی به عکاسان دانست. به گفته او کپی کردن از این عکس‌ها بدترین تأثیر این اتفاق است که باعث شده رقابت ناخودآگاه هشتگ‌ها عکاسی را تحت‌تأثیر قرار دهد غافل از اینکه این هشتگ‌ها نوعی کلیشه را دنبال می‌کنند که باعث شده آثار عکاسان شبیه به هم شود، در حالی که غایت هنر این است که عکاس اثری خلق کند که مخاطب به او غبطه بخورد اما نتواند عکسی که او گرفته را بگیرد و عکاس باید شبیه خودش باشد.

علایی درباره عکاسی از گیلان در پروژه وضعیت چهارم تصریح کرد: روند تولید این مجموعه برخلاف رویه همیشگی من بود اما جذبه آن من را تسلیم کرد. همه چیز از جایی شروع شد که از من دعوت کردند برای تدریس به مجتمع فنی رشت بروم و رشت هنوز به شهر مدرن امروزی تبدیل نشده بود. وقتی یک روز ظهر به رشت رسیدم در هتل پردیس به خواب رفتم و عصر که بیدار شدم رطوبت عجیبی پشت پنجره کوچک اتاقم وجود داشت و یک لحظه زمان را گم کردم و انگار به بُعد دیگری وارد شده بود و عکس پنجره را ثبت کردم. اولین اتصال من به گیلان از این پنجره شروع شد و کم‌کم در سفرهای خود عکس‌های دیگری هم گرفتم.

او با بیان اینکه گیلان برای من سرزمین عجایب بود، اضافه کرد: انگار یک کودک این شهر را نقاشی کرده بود. چند نوع نگاه به گیلان وجود دارد که شامل نگاه فرمالیستی، نگاهی بین نگاه فرمالیستی و توریستی به شمال و نگاه صرفاً توریستی است. این نگاه آخر من را اذیت می‌کرد و تلاش کردم چیزی متفاوت از تمام این نگاه‌ها ارائه دهم و از برگزاری نمایشگاه نقدهای بسیار مثبتی دریافت کردم.

این نویسنده و عکاس مجموعه "وضعیت چهارم" را حاصل هشت سال عکاسی مداوم از گیلان دانست و افزود: پس از عکاسی از این شهر دیگر چیزی غیر از گیلان نمی‌دیدم و باید از این عشق فارغ شوید تا ذهن‌تان برای کارهای بعدی جا باز کند.

نمی‌خواستم عکس‌ها به مکان وفاداری داشته باشد

او درباره اینکه منظور او از صبر بزرگ درباره مجموعه عکس وضعیت چهارم چیست، گفت: چیزی که باعث می‌شود به یک مکان یا انسان توجه کنیم کاراکتریستیک بودن آن است در حالی که امروزه آدم‌ها در سینما، تلویزیون و عکس‌های ما کاراکتریستیک نیستند، یعنی همان آدم‌هایی هستند که همیشه و همه جا می‌بینیم و نگاهی را هم جلب نمی‌کنند. عبارت صبر بزرگ در شرح مجموعه عکس وضعیت چهارم از قصه آدم‌های گیلان نشأت می‌گیرد. بیشتر گیلانی‌ها مناعت‌طبع خاصی دارند که در جای دیگری ندیدم و صبرشان که انسان را به تواضع وامی‌دارد من را جذب کرد.

به گفته علایی دلیل انتخاب عنوان وضعیت چهارم برای این مجموعه این بوده که وضعیت چهارم در گیلان وجود نداشت، چون چیزها گاهی نه جامد، نه مایع و نه گاز بودند و چیز دیگری بودند که آن حالت چهارم ماده است که عکاس می‌خواسته چیزی که وجود نداشته را به گیلان نسبت دهد؛ چون نام اصلاً توصیف یک شخص و یا یک شیء نیست و در انتخاب اسم در واقع چیزی که نیست و نداریم را نسبت می‌دهیم.

این نویسنده و عکاس درباره اینکه چرا عکس‌های مجموعه وضعیت چهارم سیاه و سفید است، خاطرنشان کرد: قصد داشتم کمی از وجه اسنادی عکس‌ها کم کنم، چون چشم ما سیاه و سفید نمی‌بیند و به نظر من وجه اسنادی عکس‌های سیاه و سفید کم بوده و غیرواقعی‌ترین عکس است. نمی‌خواستم عکس‌ها به مکان وفاداری داشته باشد و قصد داشتم عکس‌ها را با ذهنیت خود و دنیای فردی همراه کنم. در واقع عکس رنگی خیلی سریع همه چیز را توضیح می‌دهد در حالی که عکس سیاه و سفید اشاره می‌کند و این، عکس را جذاب‌تر می‌کند.

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها

    5.5.5.0
    V5.5.5.0